بیا

بازدید :277
دوشنبه 9 دی 1398زمان :17:51
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تالارعروسي خوب براي مراسم عروسي

چگونه تالارعروسي خوب و مناسبي را براي برگزاري بهترين مراسم عروسي انتخاب کنيم؟ در اين مقاله به بررسي فاکتورهايي که يک تالار خوب بايد داشته باشد مي پردازيم.

موقعيت و دسترسي تالار

تالارپذيرايي محل برگزاري جشن عروسي شما مي بايست از نظر موقعيت جغرافيايي و دسترسي شهري ، وضعيت مناسبي داشته باشد. شايد مهمترين موضوع در انتخاب تالارعروسي همين باشد. چرا که مهمانان شما مي بايست اين مسير را طي کنند و چنانچه دسترسي به محل برگزاري عروسي شما بنا به دلايلي مثل : ترافيک و يا واقع شدن در خارج از شهر ، مشکل باشد باعث کلافه شدن و خستگي مهمانان شما خواهد شد. از طرفي سعي کنيد تالار يا باغ محل برگزاري عروسي را در نزديکي سالن زيبايي و آتليه عروسخود انتخاب کنيد چرا که خود شما هم مي بايست اين مسير را طي کنيد و چنانچه اين اماکن دور از هم باشند ، دير در جشن خود حاضر خواهيد شد. هيچ چيز بد تر از اين نيست که عروس و داماد موقع شام به جشن خود برسند.

zyma_5.jpg

امکانات تالارپذيرايي

1-نورپردازي مناسب و زيبا
2-داشتن پارکينگ عمومي
3-داشتن جايگاه زيبا براي عروس و داماد
4-سرويس دهي منظم و دقيق
5-داشتن اتاق پرو لباس بزرگ براي خانم ها
6-داشتن فضا با اندازه مناسب براي رقصيدن
7-اتاق عقد تميز و به روز
8-دي جي که با اهنگاي روز و مناسب مجلس رو شاد نگه داره

ظرفيت سالن پذيرايي تالارعروسي

ظرفيت تالاريا باغ تالار برگزاري جشن عروسي شما ارتباط مستقيم با تعداد مهمانان شما دارد. اگر تعداد مهمانان شما کم هستند ، سالن بزرگ و وسيع براي برگزاري عروسي شما مناسب نيست چرا که مهمانان شما در آن پراکنده مي شوند و عروسي شما خلوت و سرد به نظر مي رسد. بنابراين در صورتي که تعداد مهمانان شما کم هستند ، يک سالن کوچکتر را براي پذيرايي در نظر بگيريد. در ضمن درهر صورت ، از مسئول تالاريا باغ سوال کنيد که در صورت لزوم آيا صندلي اضافه براي پذيرايي دارند يا خير؟

سقف سالن پذيرايي

سقف سالن يا تالارپذيرايي بايد بلند باشد . سالن هاي با سقف کوتاه دلگير هستند و مهمانان احساس خفگي خواهند کرد. سقف تالاراز نکاتي است که حتما بايد در هنگام انتخاب تالار محل برگزاري عروسي ، به آن دقت کنيد .

پارکينگ تالارپذيرايي

پارکينگ يکي از مهمترين امکاناتي است که بايد به آن توجه کنيد. تالارپذيرايي يا باغي که جشن عروسي خود را در آن برگزار مي کنيد حتما بايد مجهز به پارکينگ براي اتومبيل ها باشد. قطعا بيشتر مهمانان شما با اتومبيل شخصي خود به عروسي شما مي آيند و علاقه ندارند مدت زيادي را در خيابان هاي اطراف به دنبال جاي پارک بگردند و در نهايت نگران امنيت اتومبيل خود باشند .خصوصا اگر ساکن شهرهاي بزرگ و شلوغي مثل تهران هستيد حتما به اين ويژگي توجه کنيد .

روکش صندلي ها و روميزي هاي تالار

در هنگام انتخاب تالاريا باغ تالار، به رنگ و جنس روکش ها و روميزي ها توجه کنيد. در ضمن حتما به مدير تالارتاکيد کنيد که براي مهماني شما ، روکش ها و روميزي ها مي بايست تميز باشند و حتي الامکان روز قبل شسته شده باشند و روي اين موضوع پافشاري کنيد تا متوجه حساسيت شما بشوند. در غير اين صورت ممکن است در روز عروسي شما ، برخي از مهمانان شاهد روکش هاي صندلي و روميزي هايي باشند که با انواع و اقسام نوشيدني ها ، لک شده اند .

ميز شام عروس و داماد

معمولا تالارهاي پذيرايي ، يک ميز جداگانه را براي صرف شام عروس و داماد در نظر مي گيرند و آن را با گل و شمع و … تزئين مي کنند. برخي از تالارها هزينه اين ميز را جداگانه محاسبه مي کنند و برخي نيز بعنوان هديه آن را در نظر مي گيرند. به طور کلي اگر از نظر هزينه مشکلي نداشته باشيد ، ايده خوبي است و مي تواند شکلي رمانتيک به مجلس شما بدهد. ضمن اينکه توسط آتليه عروسدر عکس و فيلم عروسي شما نيز ماندگار خواهد شد .

سرويسهاي بهداشتي و ساير امکانات تالار

سرويسهاي بهداشتي را فراموش نکنيد. خصوصا اگر عروسي شما در فصل هاي سرد سال برگزار مي شود حتما بررسي کنيد که سرويسهاي بهداشتي به اندازه کافي وجود داشته باشند و در عين حال تميز و بهداشتي هم باشند. علاوه بر اين محل سرويس ها و مسافت آنها تا محل جشن هم خيلي مهم است. امکانات ديگري مثل اتاق بازي بچه ها ، رختکن هاي زنانه و … نيز از نکاتي هستند که مي بايست به آنها توجه کنيد .

هزينه هاي تالار

براي خودتان بودجه تعيين کنيد و به آن پايبند باشيد. هزينه هاي تالارعروسي به طور معمول شامل :
هزينه ورودي ” که يک رقم ثابت بدون در نظر گرفتن تعداد مهمانان است
هزينه غذا و پذيرايي ” که معمولا به ازاي هر نفر محاسبه مي شود و بستگي به تعداد مهمانان ، انواع غذا ، نوشيدني ، پيش غذا و … دارد
هزينه گروه موزيک و سرگرمي ” در اين مورد عرف اين است که حتي در صورت استفاده نکردن از گروه موزيک تالارنيز از شما اخذ خواهد شد .
هزينه خدمات ” که معمولا درصدي از مجموع هزينه هاست که به کل هزينه ها اضافه مي شود
هزينه ماليات برارزش افزوده و عوارض ” که طبق قانون پرداخت آن بر عهده شماست
هزينه تزئينات ” مثل : بادکنک آرايي ، گل آرايي و … که در صورت عدم تمايل شما ، حذف مي شوند
هزينه برنامه هايي مثل : آتش بازي ، اسب سواري ، کالسکه سواري و … که معمولا انتخابي هستند و در صورت عدم تمايل شما از برنامه حذف مي شوند
معمولا محاسبه هزينه ها به اين صورت است که در هنگام عقد قرارداد ، بخشي از هزينه ها را بعنوان بيعانه پرداخت و تاريخ را رزور مي کنيد. حدود يک هفته قبل از مراسم، دو سوم هزينه ها را پرداخت مي کنيد و شب عروسي ، وقتي مطمئن شديد که همه چيز مرتب است و مشکلي در ارايه خدمات نيست ، تسويه حساب نهايي را انجام مي دهيد .

ليست بهترين باغ تالارهاي تهرانرا مشاهده نماييد.

تست غذا و کيفيت پذيرايي تالار

متداول است که بعد از انتخاب تالارو باغ عروسي ، قبل از عقد قرارداد ، کيفيت غذا و پذيرايي توسط مشتري تست مي شود. معمولا مشتري يک شب به صورت سرزده به تالار يا باغ رفته و بعد از ملاقات با مدير تالار تقاضاي تست غذا و مشاهده نوع سرويس دهي را مي کند. امکان مشاهده نحوه سرويس دهي مهمانداران ، برخورد آنها با مهمانان ، نوع لباس آنها ، کيفيت ظروف پذيرايي و … از نزديک ، به شما کمک خواهد کرد که تصميم نهايي خود را راحت تر بگيريد .

سرکشي و بررسي نهايي تالار

حتما روز قبل از مراسم ، به تالارپذيرايي يا باغ عروسيخود سر بزنيد تا اطمينان حاصل کنيد که همه چيز مرتب است. تميزي روکش هاي صندلي و روميزي ها ، تعداد صندلي ها ، نور پردازي ، تزئينات و خلاصه همه چيز را بررسي کنيد .اين سرکشي و حساسيت شما ، به مديريت تالارنيز ثابت مي کند که شما نسبت به همه چيز حساس هستيد و در جهت جلب رضايت شما تلاش خواهد کرد .

ليست بهترين تالارهاي عروسي تهرانرا مشاهده نماييد.

منبع: بياتوعروسي



مشاهده پست مشابه : کاهش هزينه مراسم عروسي
بازدید :195
دوشنبه 18 شهريور 1398زمان :0:29
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتاب تالارگرگ

اثر هيلاري مانتل

توماس کرامول، صدراعظم هنري هشتم، کسي که مسئول جدايي از رم و فروپاشي صومعه‌ها بود در مدت‌زمان زندگي‌اش به‌طور وسيعي مورد خشم و نفرت مردم واقع‌شده بود؛ در اين رمان اما در پوشش يک قهرمان ظاهر مي‌شود. جفري آلتون ادعا مي‌کرد او کسي است که نخستين دولت مدرن را پايه گذراي کرده است؛ بعدها اما مورخان نقش او را در اين موضوع مورد بازبيني قراردادند و اخيراً رابرت هاتچينسون او را استالينيست فاسد خواند. او در مقايسه با کاردينال وُلزي شکسپير و يا هنري هشتم فلچر، جز يک تبهکار چيزي نيست؛ تبهکاري که در کتاب « مردي براي تمام فصول» رابرت بولت، توماس مور را تا دم مرگ برد. مسائل مالي و حقوقي که از اصلي‌ترين فعاليت‌هاي او بودند، چندان خلاقيت نويسندگان را برنمي‌انگيزد. در رمان‌هاي تاريخي هم که از دهه‌ي ???? تابه‌حال نوشته‌شده، به نوآوري‌هاي او به چشم فساد نگاه کرده‌اند. پرتره‌اي هم از او هست به قلم هانس هالبيِن؛ مردي با غبغب، رداي تيره‌اي بر تن و با چهره‌اي موذي که کاغذي را مانند خنجر در دست دارد. او در اين پرتره، همان‌طور که خودش در کتابهيلاري مانتل مي‌گويد، شبيه به قاتل‌هاست!

در رمان تالارگرگ، هيلاري مانتلشخصيت اين ملا بنويس گوشتالو را طوري به نمايش گذاشته که يکي از جذاب‌ترين و در نوع خود روشن‌فکرترين اشخاص زمان خود به نظر برسد. کرامول پسر يک آهنگر خشن و دائم‌الخمر بود. مانتل با انداختن نگاهي بر اندک شواهدي که درباره‌ي سال‌هاي کودکي و جواني او موجود است، براي او دوران کودکي غمباري را متصور شده است. او پسر باهوشي بود و استعدادي خدادادي در يادگيري زبان‌هاي مختلف داشت؛ زماني که کرامول حدود ?? ساله بود (تاريخ دقيق تولد او در دسترس نيست و در رمان نيز به آن اشاره‌اي نمي‌شود) موفق شد به اروپا فرار کند. تا اينجاي داستان که تنها ?? صفحه‌ي کتاباست؛ ادامه‌ي ماجرا از سال ???? و در انگلستان روايت مي‌شود. کرامول حالا «کمي بيش از چهل سال دارد» و يکي از افسران مورداطمينان کاردينال ولزي است. کرامول در ايتاليا، فرانسه و هلند تجربياتي کسب کرد که زندگي او را شکل دادند؛ اين تجربيات در قالب چندين فلش بک روايت مي‌شود: دوراني که سرباز بود، دوران تجارتش و يا زماني که حسابدار بانک فلورنتين بود، زماني که دستش به خون کسي آلوده شد و زماني که ياد گرفت بايد آثار نقاشان ايتاليايي را تحسين کرد.

کرامول در رمان مانتلشخصيتي است که در هر زمينه‌اي دستي دارد و در انجام هر کاري «از خانه بگير تا دادگاه و بندر و کاخ اسقف و يا حياط کاروانسرا»، صلاحيت و شايستگي لازم را داراست. او قادر است قرارداد تنظيم کند، پرنده‌هاي شکاري را تربيت کند، نقشه رسم کند، در دعواهاي خياباني ميانجي‌گري کند، خانه را بچيند و يا هيئت‌منصفه را متقاعد کند رأي خود را پس بگيرند. کرامول به چندين زبان مسلط است؛ دانا است و بذله‌گو و اهل تفکر. او هم‌چنين هيبتي مخوف دارد؛ وُلزي او را به سگ‌هاي جنگي شبيه مي‌داند. تمام اين خصوصيات از او انساني مي‌سازد که ولزي بتواند در انحلال چند صومعه‌ي کوچک و تأسيس چند مدرسه و دانشگاه آکسفورد به‌جاي آن‌ها، روي او حساب کند. خود‌پيش‌بري تنها انگيزه‌ي کرامول نيست. خرافات و اسراف او را منزجر مي‌کنند و همين مي‌شود که او به‌افراط و ولخرجي ديدي ماترياليستي پيدا مي‌کند. طرز فکر فئوداليستي نجيب زادگان رقيب ولزي از ديد کرامول عقب‌مانده و خارج از رده است. تغييرات ناگهاني جامعه نيز کم‌کم ديد او را نسبت به برتريت نجيب زادگي و داشتن زور بازو تغيير داد؛ از ديد او آن زمان کتاب‌ها و پول حرف اول و آخر را مي‌زنند.

در نيمه‌ي نخست رمان به سقوط ولزي از قدرت، اوضاع خانه‌ي کرامول و متصديان سياست‌هاي خانواده‌ي تودور پرداخته مي‌شود. هيلاري مانتل پيش از تأليف کتاب به‌طور وسيع مشغول به تحقيق شد و نتايج را طوري در نگارش رمانش به کاربرد تا براي خواننده بي از حد سنگين نباشد؛ مانتل در اين رمان قرن شانزدهم را بازمي‌آفريند؛ دوره‌اي که در آن هوس گيلاس کردن در ماه آوريل و يا هوس کاهو کردن در دسامبر شوخي‌اي بيش نبود؛ دوراني که اگر قلب با نواي دعاي يک راهب بدون مجوز به لرزه درمي‌آمد همان‌قدر گناه بود که ابتلا به سفليس. جنگ داخلي که سبب روي کار آمدن خاندان تودور شد هنوز هم که هنوز است چهارستون تن سالخوردگاني که آن زمان را به چشم ديده‌اند مي‌لرزاند. اين بخش از کتاببر تلاش‌هاي هنري براي داشتن فرزند پسري که وارث تاج‌وتختش باشد تمرکز مي‌کند. از ديگر رويدادهاي اين بخش، ماجراي مرگ ناگهاني همسر و دختران کرامول است؛ طبيعت مخاطره‌آميز زندگي متجدد خود را در خانه‌ي کرامول نيز نشان مي‌دهد. اين صحنه‌ها را هيلاري مانتل درنهايت تأثيرگذاري و با کمترين ميزان احساسات بازآفريني کرده است. کرامول از کشيش مي‌پرسد که آيا مي‌تواند يکي از کتاب‌هاي دخترش را با او به خاک بسپارد؟ و کشيش پاسخ مي‌دهد که هرگز پيش‌ازاين چنين چيزي نشنيده است.

محزون و عزادار داغ همسر و دخترانش، با خود قسمتي از انجيل ممنوعه‌ي تيندِل را مي‌خواند: «حال در ايمان خود ايستادگي مي‌کند و در اميدش و در عشقش. اين سه برابرند، گرچه عشق والاتر است». مي‌داند که ازنظر مور کلمه‌ي «عشق» اشکال ترجمه‌اي است. او اصرار دارد «محبت» برگردان صحيح است… او تو را بابت اين اشتباه و بابت سواد کم يوناني‌ات مي‌کشت حتماً. در نيمه‌ي دوم کتاب تمرکز روي به قدرت رسيدن کرامول است و ماجراي ترتيب دادن عروسي پادشاه با بانو آن بولين. در اين دوره به‌تدريج مخالفان کرامول زياد و زيادتر مي‌شوند؛ کرامول اما بيشتر سخنگوي جهاني نوين است تا يک شخصيت منفي صرف. مور در اين کتاب، ملبس به ردايي نخ‌نما شده و مردي است خوش‌مشرب؛ درعين‌حال اما در بحث‌ها و موضوعاتي که به سياست مربوط مي‌شوند بسيار نکته‌سنج است. اينجا، مور از آن مرد آرام و فداکاري که در کتاببولتخوانديم، بسيار دور است. علاقه‌ي او به شکنجه‌ي افراد خطاکار از او انساني منفور ساخته بود؛ حتي همسرش نيز نسبت به او محبتي در دل نداشت؛ اما اين ازخودراضي بودن و شخصيت خودستاي او که پشت ظاهر فروتن او پنهان‌شده بود، بيش از همه سبب نفرت ديگران از او مي‌شد. خودپسندي و تعصبات بي‌جاي مور درنهايت به تباهي او مي‌انجامد و داستان او در حالي پايان مي‌يابد ک او شديداً با افکار متجدد کرامول مخالف است.

نزاع ميان کرامول و مور به لحاظ ساختار و موضوع بسيار مهم است؛ بااين‌حال اختلاف کرامول و مور تنها بخشي کوچک از درگيري‌هايي است که فروپاشي ازدواج اول پادشاه به همراه دارد. بخش زيادي از کتاب به دادگاه‌ها و رخدادهاي مربوط به آن‌ها اختصاص داده‌شده است؛ مانتل در اين بخش‌ها تلاش کرده پيچيدگي‌هاي آن را کنار بگذارد و ماجرا را براي خواننده با قلمي قابل‌درک و تا حد امکان ساده بنويسد. مانتل به شخصيت‌هاي اصلي ماجراي طلاق پادشاه، يعني خواهران بولين، کاترين از آراگون، مَري تودور جوان و خود شخص پادشاه و هم‌چنين همسر کرامول و کاردينال ولزي زندگي بخشيده و آن‌ها را استادانه شخصيت‌پردازي کرده است. آن بولين در کتابهيلاري مانتلشخصيتي است مصمم، حساب‌شده و گل‌ها منفور و کينه‌جويي مستعد. اين زن از عمويش، دوکِ نورفولک، شخصيت مخوف‌تري دارد. دوک نورفولک در اينجا در نقش يک کهنه سرباز مسن ظاهر مي‌شود که هرگاه تکان مي‌خورد به‌واسطه‌ي تمام مدال‌هاي مقدسي که به لباسش دارد اندکي مي‌لرزد.

شخصيت‌پردازي تمامي اين افراد ريسک بزرگي است؛ اما چطور مي‌شود درباره‌ي هنري هشتم نوشت و از سر تعجب نفس را در سينه حبس نکرد؟ چطور مي‌شود درباره‌ي کارهاي غيرمعمول و سنت‌شکني‌هايش چيزي ننوشت؟ هيلاري مانتلاين مشکل را از زواياي گوناگون بررسي مي‌کند و برايش چاره مي‌يابد. در ابتدا دانشش را درباره‌ي آن دوره‌ي بخصوص تاريخي بالا مي‌برد اما تلاش مي‌کند توجه‌ها را به اين موضوع که گهگاه پيازداغ ماجرا را هم زياد مي‌کند جلب نکند. به کار بردن مکالمات پرمغز و اساسي را بر شرح صرف برتر مي‌داند و به زمان حال ساده روايت مي‌کند، چنان متصل به شخصيت اصلي که آقاي کرامول معمولاً تنها «او» خطاب مي‌شود، حتي اگر ايجاد ابهام کند. مهم‌تر از همه‌ي اين‌ها مانتل تصميم گرفت از رسم‌الخط کهن فاصله بگيرد و بيشتر از عبارات معاصر استفاده کند. بالا و پايين شدن سطح زباني گهگاه به کار گرفته‌شده تا هاله‌اي طنز به داستان اضافه کند. براي مثال در اين قسمت: «خب، از من بشنويد دوشيزه شلتون، اگر حالا تبر دستش بود، سر از تنم مي‌زد». مديريت رفتار و لحن ضدونقيض شخصيت‌ها که تنها به نظر کار آسان و بي‌زحمتي است، يکي از دلايل موفقيت رمان است؛ دليل ديگر اين موفقيت افزودن کمي شوخ‌طبعي است به شخصيت کرامول.

«همسايه‌ات را دوست بدار. از بازار مطلع باش. خيرخواهي و محبت را گسترش بده؛ و در آخر، سال بعد عددهاي تپل‌تري تحويلمان بده». کرامول اگر مردي براي تمام فصول نباشد، حقيقتاً که در فصل خودش يگانه مردي است. مانتل به‌دقت به حقايق و احساسات مي‌پردازد تا داستاني خلق کند در موازات با داستان شکل‌گيري بريتانياي مدرن، اما آوردن فضايل فريبنده‌اي چون شفافيت در مسائل مالي و حقوقي و ضديت باکساني که خواستار پوشيده ماندن اين مسائل هستند، هم جالب و هم اندکي برانگيزنده است. در همان زمان، از جانب گناهکاران براي يک‌بار هم که شده خيري به کرامول مي‌رسد. تالارگرگ ، کرسي خاندان سيمور، مرکز تمام رسوايي‌هاست؛ تالارگرگ جايي است که مردان براي زنان و سالخوردگان براي افراد جوان دام پهن مي‌کنند. اين تالار همان‌جايي است که نخستين بار چشم پادشاه هنري جين سيور را گرفت؛ اين رويداد خارج از بازه‌ي زماني‌اي است که کتاب پوشش مي‌دهد، اما براي يادآوري اين موضوع آورده شده است که اکثر شخصيت‌هاي اصلي کتاب، هرچقدر هم که در سال ???? جايگاه و مقامي داشته‌اند، درنهايت سرشان را به باد مي‌دهند.

هيلاري مانتلشخصيتي دارد پرکار و متغير؛ او را نمي‌توان در هيچ‌يک از طبقه‌بندي‌هاي مرسوم جاي داد. آثار مانتلموضوعات متنوعي را، از انقلاب فرانسه گرفته تا کودکي فلاکت‌بار خودش، در برمي‌گيرد. اين کتاب نامزد دريافت جوايز بسياري شده و شايد هم يکي از آن‌ها را ببرد. اگر يک مورخ اين کتابرا بخواند ممکن است تعجب کند که خانم مانتل از کرامول چنين فيلسوف متجددي، آن‌هم در پوشش رنسانس، ساخته است؛ اگر از يک منتقد نظر بخواهيد ممکن است از خود بپرسد که آيا نويسنده به‌قدر کافي به او هيبت بخشيده تا او را به‌اندازه‌ي دشمنانش اسطوره‌اي جلوه دهد؟ اين‌طور باشد يا نباشد، هيلاري مانتل قصد داشته رماني تاريخي و پرمعني خلق کند و استعداد فوق‌العاده‌اش را در تالارگرگبه نمايش بگذارد و نه‌تنها به اين اهداف که به بيشتر از اين‌ها نيز رسيده است. تالارگرگنثري غزل گونه و درعين‌حال تميز و منسجم دارد؛ عنصر تخيل در آن در کنار منطق استفاده‌ شده است و گاهاً درون‌مايه‌ي طنز نيز دارد. گمان نمي‌کنم بتوان شبيه اين رمان را در ادبيات معاصر بريتانيايافت. ظاهراً دنباله‌ي اين رمان نيز درراه است؛ اينکه خواننده يک رمان ??? صفحه‌اي را تا انتها بخواند و بازهم دنبال ادامه‌اش باشد، موفقيت کوچکي براي يک نويسنده نيست!

برگردان فارسي اين اثر به قلم علي‌اکبر قاضي‌زاده و از انتشارات کتاب‌سراي تنديس منتشر شده است.لينک کتابدر زير:

https://www.cavack.com/Item/2463



مشاهده پست مشابه : نقد کتاب روايت يک مرگ در خانواده
برچسب ها کتاب, تالار, گرگ,
درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آرشیو
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
  • آرشیو لینک ها
آمار سایت
  • کل مطالب : 110
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 63
  • بازدید کننده امروز : 64
  • باردید دیروز : 343
  • بازدید کننده دیروز : 339
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 575
  • بازدید ماه : 524
  • بازدید سال : 4527
  • بازدید کلی : 51443
کدهای اختصاصی